خونه روز به روز کثیف تر میشه. ادم کثیفی نیستم اما نمیرسم به تمیزکاری. وقتی هم که تعطیلم از خستگی دلم نمیخواد از رو تخت بلند شم. نمیدونم این به هم ریختگی خونه مثل تو فیلما باحاله یا حماقته. دو ماه پیش یه لیوان کنار تختم بود که شکست. نصفه شب بود. واسه همین فقط هول دادم جمع شدن زیر تخت. شیشه خورده ها رو میگم. هنوزم اون گوشه هستن. نمیدونم چرا پام سالمه هنوز. کلی لباس قلمبه شدن رو اون باکس لباس که هی میریزمشون رو کاناپه هی بر میگردونمشون . خوبه خونه انقد نقلیه وگرنه باید محیط زیست میشد. ولی باور کنین تمیزم. هر روز یه جوراب تمیز می پوشم. لباس هر روز تمیزه. ولی طبق معمول باید اینارو بگم تا اونا رو نگم
آقاتلخه
برچسب: خونه به خونه,خونه مادربزرگه,خونه,خونه خالی,خانه تیمی,خونه تیمی در تهران,خونه ما مرجان فرساد,خانه علی دایی,خونه نمدی,
نویسنده: پارسا زارعینیا