
اکنون، ما در ازدحامِ این عصرِ پرهیاهو، تنها و بیسامان، در پیِ ردّی از آن یگانگیِ گمشدهایم. هر بار که نامی از آن دوران میآید، گویی زخمی کهنه، سر باز میکند و بویِ تلخِ حسرت در فضا میپیچد. دلتنگی، نه برای شخصِ غایب، که برای "خودِ" گمشدهای است که در آینهٔ آن صمیمیتها، روشن و بیابهام میدرخشید.
برچسب:
نویسنده: پارسا زارعینیا

این حجم ریخته از رویای تو را
جمع نمی کنم
باشد
شاید دیوارهای اتاقم را چنگ بزنند
اهنگت بپیچد
مثل نیلوفرهای باغچه حیاطمان در تهران
مثل پیچ موهایم که همیشه انگشت دستم
را می قاپید
رویایت را جمع نمی کنم
تا در من بی محابا بودنم را هاشور زند
بودنت را طومار کند
برچسب:
نویسنده: پارسا زارعینیا

این حجم ریخته از رویای تو را
جمع نمی کنم
باشد
شاید دیوارهای اتاقم را چنگ بزنند
اهنگت بپیچد
مثل نیلوفرهای باغچه حیاطمان در تهران
مثل پیچ موهایم که همیشه انگشت دستم
را می قاپید
رویایت را جمع نمی کنم
تا در من بی محابا بودنم را هاشور زند
بودنت را طومار کند
برچسب:
نویسنده: پارسا زارعینیا

این حجم ریخته از رویای تو را
جمع نمی کنم
باشد
شاید دیوارهای اتاقم را چنگ بزنند
اهنگت بپیچد
مثل نیلوفرهای باغچه حیاطمان در تهران
مثل پیچ موهایم که همیشه انگشت دستم
را می قاپید
رویایت را جمع نمی کنم
تا در من بی محابا بودنم را هاشور زند
بودنت را طومار کند
برچسب:
نویسنده: پارسا زارعینیا

این حجم ریخته از رویای تو را
جمع نمی کنم
باشد
شاید دیوارهای اتاقم را چنگ بزنند
اهنگت بپیچد
مثل نیلوفرهای باغچه حیاطمان در تهران
مثل پیچ موهایم که همیشه انگشت دستم
را می قاپید
رویایت را جمع نمی کنم
تا در من بی محابا بودنم را هاشور زند
بودنت را طومار کند
برچسب:
نویسنده: پارسا زارعینیا

این حجم ریخته از رویای تو را
جمع نمی کنم
باشد
شاید دیوارهای اتاقم را چنگ بزنند
اهنگت بپیچد
مثل نیلوفرهای باغچه حیاطمان در تهران
مثل پیچ موهایم که همیشه انگشت دستم
را می قاپید
رویایت را جمع نمی کنم
تا در من بی محابا بودنم را هاشور زند
بودنت را طومار کند
برچسب:
نویسنده: پارسا زارعینیا
تنهایی مثل یک تکه یخ می ماند و هزاران شرکت موفق هم آن را ذوب نمی کند خون به مغز نمی رسد و از حیطه ی عادی، همه چیز بیرون امده
برچسب:
نویسنده: پارسا زارعینیا

این حجم ریخته از رویای تو را
جمع نمی کنم
باشد
شاید دیوارهای اتاقم را چنگ بزنند
اهنگت بپیچد
مثل نیلوفرهای باغچه حیاطمان در تهران
مثل پیچ موهایم که همیشه انگشت دستم
را می قاپید
رویایت را جمع نمی کنم
تا در من بی محابا بودنم را هاشور زند
بودنت را طومار کند
برچسب:
نویسنده: پارسا زارعینیا
مثل عطر می پری و من دیروز مردم و امروز زنده ام و هنوز فردا بدنیا نیامده ام
برچسب:
نویسنده: پارسا زارعینیا

این حجم ریخته از رویای تو را
جمع نمی کنم
باشد
شاید دیوارهای اتاقم را چنگ بزنند
اهنگت بپیچد
مثل نیلوفرهای باغچه حیاطمان در تهران
مثل پیچ موهایم که همیشه انگشت دستم
را می قاپید
رویایت را جمع نمی کنم
تا در من بی محابا بودنم را هاشور زند
بودنت را طومار کند
برچسب:
نویسنده: پارسا زارعینیا

این حجم ریخته از رویای تو را
جمع نمی کنم
باشد
شاید دیوارهای اتاقم را چنگ بزنند
اهنگت بپیچد
مثل نیلوفرهای باغچه حیاطمان در تهران
مثل پیچ موهایم که همیشه انگشت دستم
را می قاپید
رویایت را جمع نمی کنم
تا در من بی محابا بودنم را هاشور زند
بودنت را طومار کند
برچسب:
نویسنده: پارسا زارعینیا
این ترقی معکوس تو را هم دوست دارم این کدوهای زرنگ را هم دوست دارم و آفتابگردانهایی که در پاییز ابر را لاک می زنند را هم دوست دارم کدو تنبل
برچسب:
نویسنده: پارسا زارعینیا

این حجم ریخته از رویای تو را
جمع نمی کنم
باشد
شاید دیوارهای اتاقم را چنگ بزنند
اهنگت بپیچد
مثل نیلوفرهای باغچه حیاطمان در تهران
مثل پیچ موهایم که همیشه انگشت دستم
را می قاپید
رویایت را جمع نمی کنم
تا در من بی محابا بودنم را هاشور زند
بودنت را طومار کند
برچسب:
نویسنده: پارسا زارعینیا